تبلیغات
علم محیط زیست

علم محیط زیست
محیط زیست برای همه 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
به نظر شما عامل اصلی آلودگی هوا درشهرهای بزرگ ایران چیست؟




ابر برچسب ها

تولید مثل

مشاهدات در طبیعت مبین آنست که پلنگ ها دوران جفت گیری کوتاهی دارند. در کالاهاری جفتهای پلنگ بیش از یک روز با یکدیگر مشاهده نشده اند. در کروگر میانگین همراهی نر و ماده 2 روز بود، حال آنکه این دوران از یک تا 4 روز متغیر بود. در مناطق مختلف مشاهده شده که پلنگها 2 تا 7 روز تشکیل جفت داده و پس از این دوران جفتگیری کوتاه از یکدیگر جدا می شوند. با اینحال، خیلی اوقات وقتی یک جفت پلنگ بالغ در طبیعت دیده می شود، تعبیر به یک جفت نر و ماده می شود، درصورتیکه همراهی نر و ماده تنها به چند روز محدود می شود.

طبق مطالعات صورت گرفته در پارک ملی ساریگل خراسان شمالی، فصل جفتگیری پلنگ ایرانی در این منطقه از اوایل بهمن آغاز شده و در اواخر این ماه به اوج می رسد. در منطقه بیرک سیستان و بلوچستان نیز صدای غرش مستی پلنگها در اواخر بهمن و اوایل اسفند شنیده شد. در این زمان از سال، تحرک پلنگها در سرتاسر قلمروشان بیشتر بوده و بیش از هر زمان دیگری به علامتگذاری می پردازند. این عمل در واقع نشانه ای از روزهای پیش از زمان جفتگیری است. البته بیشتر معاشرت های جفت گیری ظاهرا ناموفق است و فقط 2 از 13 (15%) از جفت گیری های مشاهده شده در پارک ملی کروگر آفریقا منجر به تولد توله ها گردید. در یک جمعیت پلنگ در اسارت متشکل از 8 ماده پلنگ نیز برآورد شد که حداکثر احتمال آبستنی 65% بوده است.




توله های پلنگ پس از یک دوره بارداری به مدت حدودا 96 روز به دنیا می آیند، البته مشاهدات در باغ وحشها که مبین آنست که این دوران از 90 تا 106 روز متغیر است. تعداد توله ها معمولا یک تا سه بوده ولی گزارشهایی مبنی بر 6 توله هم وجود دارد. ولی 2 توله رایج ترین تعداد در هر زایمان است. برخی از محققین بر این عقیده اند که تعداد توله ها با فنوتیپ پلنگها نیز تغییر می کند بطوریکه پلنگهای خالدار تعداد توله های بیشتری (بطورمتوسط 09/2) نسبت به پلنگهای ملانیستیک (سیاه) (بطور متوسط 70/1) دارند. در اکثر مناطق ایران، در اواخر فروردین یا اردیبشهت ماه، توله ها معمولا به دنیا می آیند. همچنین براساس بررسی 7 خانواده از پلنگها در ساریگل و 4 مورد در البرز، نتیجه گیری شد که پلنگهای در این مناطق معمولا 1 تا 2 توله داشته و خیلی بعید است که بتواند بیش از 2 توله را بزرگ نماید. مواردی مشابهی از همراهی 1 توله در گلستان، بشاگرد، بمو، هشتادپهلو لرستان، جهان نما و سوادکوه و  2 توله در مناطقی چون کیامکی، گلستان، قرخود، بیرک بلوچستان، لرستان، قوچان، گلول و سرانی، بمو و نایین نیز به ثبت رسیده است. نکته حائزاهمیت آنست که در بهار سال 1388 در منطقه نکای مازندران، چند طبیعت گرد به 3 توله پلنگ که عمرشان کمتر از دو هفته بود برخورد می نمایند. البته خوشبختانه پلنگ مادر پس از ترک طبیعت گردان، سراغ توله هایش آمده و مأمن آنها را تغییر داده بود. در منطقه شن رود دیلمان گیلان نیز پلنگی با سه توله رؤیت گردیده است. ولی چنین مواردی بسیار نادر می باشد. توله ها در سن 12 تا 18 ماهگی از مادر مستقل شده و تا چند ماه پس از آن با هم می مانند. عمر این جانور در طبیعت به ندرت به 10 تا 15 سال می رسد.




پلنگ ایرانی، پرطرفدار در میان باغ وحش ها

زیرگونه پلنگ ایرانی را باید یکی از پرطرفدارترین زیرگونه های پلنگ در میان باغ وحش‌های دنیا دانست و اكثر باغ وحش‌های مهم جهان مانند كلن، برلین، مانستر در آلمان، آمرسفورت و بیکس برگن در هلند، مارول در انگلیس، سن دیه گو در آمریكا، باغ وحش ملبورن در استرالیا، چك و اسكاتلند به تكثیر این نژاد می‌پردازند. در ایران نیز درحال حاضر 6 قلاده پلنگ در باغ وحش و مراکز مربوطه در اسارت به سر می برند. دو قلاده پلنگ نر بالغ در باغ وحش تهران حضور دارند که یکی از آنها حدودا در سال 1377 از منطقه بهشهر زنده گیری شده و دیگری سوغات سفر رئیس جمهور وقت ایران در سال 1375 به کنیا می باشد. در باغ وحش وکیل آباد مشهد نیز دو قلاده پلنگ نر حضور دارند که یکی از آنها جوانتر و ایرانی است. در سالهای اخیر نیز ماده پلنگ دیگری از نزدیکی سوادکوه مازندران زنده گیری شد که تاچندی پیش در پارک پردیسان تهران نگهداری می شد و اخیرا به باغ وحش بابلسر منتقل شده است. در زمستان 1388 نیز یک توله نر جوان از حوالی مینودشت زخمی شده تحویل اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان گردید. لازم به ذکر است که اکثر موارد زنده گیری پلنگ در ایران، به دلیل کشته شدن مادر توسط انسان و گیرافتادن توله ها بوده و هیچگاه سازمان حفاظت محیط زیست در سالهای اخیراقدام به زنده گیری و دور نمودن پلنگها از محیط طبیعی شان ننموده است. درحال حاضر هیچ برنامه‌‌ای برای تكثیر این گونه زیبا در اسارت در ایران وجود ندارد.

 

پلنگ و انسان

مشاهده پلنگ در طبیعت خیلی به ندرت رخ می دهد. این جانور مرموز و مخفی کار اجازه مشاهده شدن را به کمتر کسی می دهد. بارها مشاهده شده که پلنگ به فاصله چند لحظه زودتر متوجه حضور انسان شده و آنجا را ترک کرده است. یک بار که در تاریکی نیمه شب زمستان به سمت ارتقاعات رهسپار شدیم تا شانس خود را بیازماییم، در مسیر بازگشت به رد پلنگ از روی ردپای ما پایین رفته بود. زیربارش برف نیز در ارتفاعات البرز شانس خود را برای دیدن این جانور آزمودیم، ردپاها گواهی می داد که پلنگ در نزدیکی ماست ولی اجازه دیده شدن را نداد. در واقع هیچگاه نمی توان انتظار دیدن این گربه زیبا را داشت، چون همیشه یک گام جلوتر است.

رفتار پلنگ در مواجهه با انسان نیز بی مثال است. درحالیکه تقریبا تمامی جانوران به محض برخورد با انسان، فرار می کنند، پلنگ وقار و آرامش خود را کاملا حفظ می کند. بدون آنکه نشانی از اضطراب در خود نشان دهد، خیلی آرام به سمت نزدیکترین پناه که معمولا خط الرأس کوه است می رود. ولی وقتی پشت کوه رسید و از دید انسان دور شد، به سرعت فرار می نماید. شاید غرور این جانور پرابهت اجازه نمی دهد به انسان که مهمترین دشمن آنست، پشت کرده و با فرار از خود ضعف نشان دهد.

در دو مورد، حمله پلنگ در سالهای اخیر به انسان توسط رسانه ها پوشش خبری گسترده ای داشت. درمورد نخست، پلنگی در روستای گرمی اردبیل نشان داده شد که شیشه های خانه ای را شکسته و به درون خانه ای رفته و چند نفر را زخمی نموده بود. بعید است که واقعیت به همین صورت بوده باشد. در اسفند 1387 نیز پلنگی در نزدیکی دامغان که در نزدیکی روستایی گیرافتاده بود، چند نفر را موردحمله قرار داد. نتایج آزمایش هاری روی بافت مغز هر دوی آنها منفی بود. تمامی مواردی که پلنگها به انسان حمله نموده اند، تنها جراحتها و خراشهایی در دست و پاها رخ داده و تفریب هیچگاه جانور به گردن و صورت افراد حمله نکرده است، زیرا نمی خواسته آنها را بکشد. اکثر مواقع، این جانور در گوشه ای گیرافتاده، توله هایش موردتهدید بوده یا سر لاشه شکارش بوده که در این حالتها بیش از مواقع عادی عصبی است. به جرأت می توان گفت هیچگاه پلنگ به انسان حمله نمی کند، بلکه در مواجهه با انسان از خود دفاع می نماید.

 

عوامل تهدید

شکار غیرمجاز پلنگ و طعمه هایش عمده ترین عامل تهدید بقای پلنگ در ایران به شمار می رود. همین امر باعث می گردد که پلنگها برای تأمین غذای خود چاره ای جز نزدیکی به روستاها و آغلها نداشته باشند. در این حال، مردم روستایی نیز خسارت وارد شده به دلیل حمله به گاو و گوسفند خود را برنتافته و دربرخی موارد با مسموم نمودن لاشه و قرار دادن در مسیر پلنگ، اقدام به ازبین بردن این گربه سان ارزشمند می کنند درصورتیکه پلنگی که عادت به شکار دام اهلی آنها نموده، در قالب گشت دوره ای در قلمرو خود ممکن است ان منطقه را ترک کرده باشد و پلنگهای دیگری که به این منطقه می آیند با خوردن این لاشه ازپادر می آیند. در این حالت، مشکل آنها حل نشده و پلنگهای دیگری نیز ازپادر آمده اند.



تخریب زیستگاه‌ها و ناامنی در آنها نیز باعث ترک آن منطقه توسط پلنگ می گردد. درسالهای اخیر نیز گسترش بی رویه شبکه جاده های کشور نیز به بلایی برای جان پلنگهای ایران بدل شده است و تنها در 2 سال گذشته، حداقل 5 پلنگ به دلیل برخورد با خودروهای عبوری کشته شده اند. همه این عوامل باعث شده كه جمعیت پلنگ ایرانی روز به روز كاهش یابد، بطوریكه در بسیاری از مناطق دچار کاهش چشمگیر شده است و همین موضوع باعث نگرانی کارشناسان و علاقمندان شده است.

در سالهای اخیر، لاشه های متعددی از پلنگها که موردبررسی قرار گرفته و آثاری از تیغ تشی در دستان آنها رؤیت گردید. پلنگها شکارگران متبحری در شکار این جانور نیستند و حین تلاش برای شکار آن، ممکن است دستانشان به شدت صدمه می بیند. به نظر می رسد یکی از علل رفتن سراغ تشی، عدم دسترسی به طعمه های موردعلاقه شان است. باقی ماندن تیغ تشی باعث عفونت و عدم توانایی پلنگ شده و با توجه به تراکم پایین طعمه های طبیعی در اکثر مناطق کشور، گزیری جز آمدن به سمت گله های دامهای اهلی ندارند و البته چوپانان نیز به دنبال دفاع از گله شان آنها را از پا در می آورند.


همچنین برخی از لاشه هایی که موردبررسی نگارنده قرار گرفتند، آثاری از شلیک گلوله در گذشته در بدنشان وجود داشت. در تیرماه 1388، پلنگی با شلیک گلوله مأمورین انتظامی در نزدیکی یاسوج ازپادرآمد. در بررسی سر آن بقایای تیرهای ساچمه درون فک آن رؤیت شد، یعنی این اولین بار نبوده که به این جانور حمله شده است! همین مورد درباره پلنگی از استان گلستان نیز مشاهده گردید.

عدم وجود طعمه های طبیعی در زیستگاه های طبیعی پلنگها باعث گردیده که پلنگها به نزدیکی روستاها و آغلها بیایند تا بتوانند با شکار گاو، گوسفند، بز و حتی سگ شکم خود را سیر کنند. ولی متأسفانه نه تنها عموم مردم، بلکه حتی برخی از کارشناسان نیز گمان می کنند که جمعیت پلنگ در کشور افزایش داشته و حتی گاهی اوقات نظریه صدور پروانه شکار مطرح می شود. حال آنکه این معدود افرادی که در نزدیکی روستاها به کرات دیده می شوند، به آن معنا نیستند که در ارتفاعات هم افراد دیگری هم وجود دارند، در ارتفاعات چیزی برای خوردن وجود ندارد که آنها را ناچار به آمدن به پایین دست می کند.

بازنمودن معده پلنگ های متعدد در سالهای اخیر نیز مبین همین مسأله است. در سال 1386، پلنگی در کنار شهرستان برازجان کشته شد. معده این جانور کاملا خالی و اثرات گرسنگی در آن کاملا مشهود بود. همچنین پلنگ دیگری در بالادست روستای باش کلاته منطقه قرخود در حوزه شهرستان مانه و سملقان در سال 1386 در نزدیکی گله گوسفند اهلی کشته شد. معده این جانور نیز کاملا خالی بود. در گردنه آهوان سمنان نیز پلنگ نری با خودرو تصادف نمود، آن پلنگ نیز شکمی کاملا خالی داشت. در واقع، گرسنگی و عدم وجود طعمه پلنگها را ناچار به تردد زیاد در سرتاسر قلمرو و آمدن به نزدیکی سکونتگاه های انسانی با امید یافتن اندک غذایی می کند.

پلنگ براساس قوانین سازمان حفاظت محیط زیست در زمره گونه های درخطر انقراض می باشد. زیرگونه پلنگ ایرانی در طبقه EN قرار دارد. حفاظت از آن، بخصوص در خارج مناطق حفاظت شده که جمعیت طعمه های طبیعی آن به شدت کاهش یافته نیازمند برنامه ریزی جدی است.



[ شنبه 7 خرداد 1390 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ مریم رجائی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • علمیه
  • معنوی
  • ضایعات