تبلیغات
علم محیط زیست

علم محیط زیست
محیط زیست برای همه 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
به نظر شما عامل اصلی آلودگی هوا درشهرهای بزرگ ایران چیست؟




ابر برچسب ها
وضعیت پلنگ در دنیا
وضعیت پلنگ در مناطق مختلف دنیا بسیار متضاد می باشد. بطوریکه در برخی بخشهای گستره پراکنش این جانور "شدیدا درخطر" انقراض است، حال آنکه در برخی نقاط دیگر به عنوان یک آفت شمرده می شود. در فاصله سالهای 1974 تا 1982، تمامی پلنگها به عنوان آسیب پذیر در لیست سرخ طبقه بندی شده و تجارت بین المللی پلنگ ممنوع اعلام گردید. با این حال، از سال 1983 به چندین کشور آفریقایی اجازه داده شد که تعداد محدودی مجوز شکار تروفه پلنگ صادر نمایند. پلنگ درحال حاضر در ضمیمه شماره 1 CITES قرار دارد و برای 13 کشور آفریقایی سهمیه ای به میزان 2590 قلاده پلنگ در سال برای شکار توسط شکارچیان صادر می شود. این جانور در حال حاضر به عنوان یک گونه حمایت شده در کشور بوده و شکار آن قاچاق محسوب می گردد. از نظر اتحادیه جهانی حفاظت، وضعیت پلنگ ریسک کم/نزدیک به تهدیدشده (LR/nt – Near Threatened) می باش، ولی درسطح خردتر اگر وضعیت هر زیرگونه به صورت مجزا مورد بررسی قرار گیرد، دربسیاری از مناطق درحال نابودی است. زیرگونه پلنگ ایرانی "درمعرض خطر" انقراض طبقه بندی شده و به هیچ وجه به وفور پلنگ در آفریقا یا هندوستان نمی باشد. درمورد وضعیت جمعیت پلنگ در آفریقا آمار دقیقی وجود ندارد و بیشترین آماری که ذکر می شود، حدود 000/700 قلاده پلنگ در قاره آفریقاست که با استفاده از مدلسازی آماری چنین آماری را ارائه دادند. در هندوستان، براساس اندازه گیری ردپاها که در سال 2001 انجام گرفت، 9844 قلاده پلنگ برآورد شد. در کشورهای عربی، زیرگونه ای از پلنگ زیست می نماید که از سایر زیرگونه ها کوچک جثه تر است و جمعیت آن در سرتاسر شبه جزیره عربستان، کمتر از 200 قلاده می باشد، ولی بدون شک، درمعرض خطرترین زیرگونه پلنگ دنیا، پلنگ آمور یا خاور دور است. از این زیرگونه که در بخشهای شرقی سیبری و همچنین کره زیست می کند، تنها جمعیت کوچکی باقیمانده که مهمترین زیستگاه آن در روسیه سالهاست که از 35 قلاده فراتر نرفته است.
 
جدول وضعیت جمعیت زیرگونه های مختلف پلنگ

نام زیرگونه

برآورد جمعیت

وضعیت براساس طبقات IUCN

ایرانی

871 تا 1290

EN

سری لانکا

700 تا 950

EN

جاوه ای

323 تا 525 (کمتر از 250 فرد بالغ زادآور)

CR

عربی

<200

CR

آمور

<100

CR

آفریقایی

000/600 تا 000/900 (بطور متوسط 000/700)

?

جنوب چین

؟

?

شمال چین

؟

?

هندی

9844

?

 
ایران، آخرین امید پلنگ در غرب آسیا
در سال 2005 برآورد شد که کمتر از 1300 قلاده پلنگ در غرب آسیا درمحدوده ای که قفقاز، ترکمنستان، جنوب روسیه، پاکستان، افغانستان و ایران را در برمی گیرد، زیست می نماید. نکته قابل توجه آنست که حداقل 60 تا 70 درصد این جمعیت، در داخل مرزهای ایران می باشد. ایران بدون شک آخرین قلمرو زیستا برای پلنگ ایرانی در غرب آسیا به شمار می رود.
بیش از 30% جمعیت پلنگ در ایران، در شمال شرقی کشور وجود دارد، استانهای خراسان رضوی و شمالی، گلستان، مازندران و سمنان هنوز بیش از بسیاری از دیگر استانها پلنگ دارند. در جنوب، فارس را باید پرجمعیت ترین استان کشور در نیمه جنوبی کشور دانست. در جنوب شرقی کشور، اطلاعات بیشتری درخصوص وضعیت و پراکنش پلنگ در استان پهناور سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر بدست آمده و حداقل 5 منطقه در سرتاسر این استان، زیستگاه پلنگ می باشد. در شمال شرقی ایران، آذربایجان شرقی متراکم ترین استان از حیث پلنگ است و منطقه کیامکی شناخته شده ترین زیستگاه این استان می باشد. در مرکز ایران، شهرستان بافق یزد معتبرترین زیستگاه این گربه سان در میان استانهای کویر مرکزی (مانند اصفهان و یزد) می باشد. ولی اطلاعات موجود درباره بزرگترین گربه سان ایران از غرب کشور بسیار ضعیف است. درباره پلنگ کرمانشاه و کردستان کمتر سخن گفته شده و به نظر می رسد ایلام از این نظر اطلاعات بیشتری را در دسترس دارد. در جنوب، استانهای هرمزگان، بوشهر و خوزستان، پیش از آنکه آخرین انشعابات زاگرس وارد جلگه های ساحلی شوند، می توان آثاری را از پلنگها رؤیت نمود. درمجموع، شاید به جرأت بتوان گفت که اکثر مناطق کوهستانی و جنگلی کشور زیستگاه پلنگ بوده و عمدتا هستند و تقریبا تمامی استانهای کشور در حوزه پراکنش این جانور قرار دارند.
 
نخستین گامها برای شناخت پلنگ
پلنگ تا ابتدای دهه 1970 گونه چندان شناخته شده ای در طبیعت نبوده و در این دهه بود که مطالعه روی پلنگ معمولا در کنار سایر گونه ها آغاز گردید. نخستین مطالعات جدی در میانه دهه 1970 روی این گونه در آفریقا آغاز شد و سپس در دهه 1980 به حوزه انتشار این جانور در آسیا رسید. از آن زمان تاکنون، بیش از 200 کتاب، مقاله و گزارش درباره پلنگ در سرتاسر دنیا منتشر گردیده و پلنگ را طی کمتر از 4 دهه به یکی از شناخته شده ترین گربه سانان دنیا بدل نموده است.
علی رغم آنکه امروزه پلنگ یکی از شناخته شده ترین گونه های گربه سانان در سرتاسر دنیا به شمار می رود، ولی به جرأت می توان گفت تا دهه گذشته تقریبا هیچ مطالعه ای در زمینه این گربه سان کشورمان صورت نگرفته بود. شاید به جرأت بتوان سرمنشأ آغاز مطالعات و فعالیتهای حفاظتی گسترده دهه جاری در زمینه پلنگ ایرانی را مقاله کلاسیک آقایان کیابی، دره شوری، قائمی و جهانشاهی در سال 2002 با موضوع مرور کلی وضعیت این گونه در کشور دانست. این نویسندگان، گزارشی از وضعیت جمعیت پلنگ در ایران ارائه دادند.
پس از این مقاله، مطالعات متعددی در این زمینه در کشور آغاز شد. در این میان، ورود فناوری دوربین های تله ای باعث گردید مطالعات در زمینه پلنگ وارد مرحله جدیدی شده و مطالعات بوم شناختی علمی تری انجام گیرد. در این میان مطالعات متعددی در مناطق ساریگل، البرز مرکزی، بمو، خجیر، بیرک، قرخود، گلستان، کلاه قاضی، توران، تندوره، بشاگرد و کیامکی صورت گرفت که بعضا نتایج آنها نیز منتشر گردیده است. درحال حاضر، 7 مقاله و گزارش علمی درباره پلنگ در ایران منتشر شده، حدود 10 پایان نامه نیز درباره آن اجرا گردیده است.
در خارج از ایران، مطالعات در زمینه پلنگ ایرانی نیز چندان گسترده نبوده است. در واقع زیرگونه پلنگ ایرانی که در محدوده قفقاز، ترکمنستان و افغانستان پراکنش دارد، یکی از ناشناخته ترین زیرگونه های این جانور به شمار می رود که خوشبختانه در سالهای اخیر مطالعاتی در کشورهای مختلف آغاز شده است.
 
زیستگاه
به دلیل سازگاری بالا، پلنگ می تواند در مناطق مختلف با طعمه‌های مختلف زندگی کند و خود را با شرایط وفق دهد. هر كجا كه آب و طعمه‌های مطلوب در سرزمین محل زندگیش یافت شود، می توان انتظار داشت که این جانور هم در آن مكان یافت ‌شود. از همین رو این حیوان در بسیاری از مناطق دنیا زیست می کند. از علفزار‌های گرم و باز آفریقا گرفته تا جنگل‌های مرطوب وحاره‌ای هند و آفریقا، كوهستان‌های سرد و صخره‌ای خاورمیانه و جنگل‌های سرد خاور دور و روسیه.
در ایران پلنگ در تقریبا تمامی انواع زیستگاه های موجود در ایران، از ارتفاعات البرز و زاگرس تا ارتفاعات کویری و جنگلها تا مناطق ساحلی خزری و همچنین مناطق مناطق کوهستانی و صخره ای خلیج فارس و دریای عمان زیست می کند. به عبارت دیگر هر جا طعمه کافی وجود داشته باشد، پلنگ نیز می تواند زندگی کند و تنها از بیابانهای مرکزی ایران اجتناب می نماید.
پراکنش وسیع در طیف گسترده ای از انواع زیستگاه ها نشان دهنده قابلیت سازگاری بالای این جانور است. همین پدیده باعث گردیده که این گربه سان از تغییرات زیادی در اندازه و ترکیب پوستی برخوردار گردد. به عنوان مثال، در گذشته بیش از 10 زیرگونه براساس نوع زیستگاه و الگوی رنگ بدن در آفریقا معرفی می شده که در انواعی از زیستگاه ها از بیابانها تا جنگلهای بارایی زیست می نمودند، ولی امروزه مطالعات ژنتیک مولکولی ثابت نموده که تمامی پلنگهای قاره سیاه تنها متعلق به یک زیرگونه می باشند.
در ایران نیز به دلیل پراکنش وسیع و تنوع زیستگاه ها تا دو دهه بیش، 4-3 زیرگونه برای پلنگها برشمرده می شد که امروزه نه فقط تمامی آنها، بلکه تمامی پلنگهای غرب آسیا (به استثنای شبه جزیره عربستان) در قالب یک زیرگونه با نام پلنگ ایرانی معرفی می شود.
 
مشخصات
پلنگ دارای جثه‌ی بزرگ و بدنی عضلانی و قابل انعطاف است. سر آن پهن و کشیده است. دست و پای پلنگ کوتاه که به 4 انگشت در پا و 5 انگشت در دست ختم می شود. البته تنها چهار انگشت از 5 انگشت دستها با زمین تماس دارد و انگشت پنجم كه در واقع انگشت شست می باشد، بالاتر از بقیه انگشتان و در پشت دست قرار گرفته و با زمین تماس ندارد.پنجه‌های پلنگ قوی و تیز است. دم پلنگ بلند و گوشهایش کوچک و گرد است. سطح بدن پوشیده از موهای نرم و کوتاهی به رنگ کرم نخودی است كه در قسمت‌های زیرین بدن کم رنگ‌تر می‌شود. بدن پلنگ پوشیده از خال‌های گرد و توخالی شبیه به گل است.
پلنگ بزرگترین گربه خالدار آسیا و آفریقاست. طول سر و بدن 110 تا 180 سانتیمتر، طول دم 60 تا 100 سانتیمتر و ارتفاع بدن به 45 تا 70 سانتیمتر می رسد. نرها نیز از ماده ها بزرگتر بوده و 30 تا 50 درصد سنگینترند. بزرگترین نرها گاهی سه برابر کوچکترین پلنگ ها هستند. برخی از کوچکترین پلنگهای آفریقایی از کوه های دماغه امید کیپ در آفریقای جنوبی هستند که وزن نرهای بالغ 31 و ماده های بالغ 21 کیلوگرم است. گزارشهای مشابهی درمورد پلنگهای فلسطین وجود دارد. در مناطق بیشه ای و ساوان پارک ملی کروگر آفریقای جنوبی، دو پلنگ را زنده گیری نمود که نر بوده و وزنشان 70 کیلوگرم بوده است. وزن بزرگترین ماده زنده گیری شده در آن منطقه 2/43 کیلوگرم بوده است. حتی گزارشهایی مبنی بر پلنگهای 90 کیلوگرمی از آفریقا وجود دارد، البته اغلب آنها معده پر داشتند که 20% وزن بدن آنها را تشکیل می داد. در متون علمی متعددی، ذکر شده که پلنگهای نر از مناطق کوهستانی ایران و مرکز آسیا جثه بزرگی داشته و حتی با وزن 90 کیلوگرم نیز گزارش شده است، ولی در بررسی هایی که توسط نگارنده روی حدود 35 قلاده پلنگ از سرتاسر کشور صورت گرفت، پلنگهای ایران به ندرت بیش از 70 کیلوگرم وزن دارند. هرچند که نمونه هایی از پارک ملی گلستان و ساریگل گزارش شده که حدود 85 تا 90 کیلوگرم وزن داشته اند. ولی تابحال ماده ای با وزن بیش از 50 کیلوگرم از ایران گزارش نشده است.
این تفاوت آشکار جمجمه نرها و ماده ها همراه با تفاوت در اندازه های کلی بدن شاید مبین آن باشد که نرها و ماده ها عادات غذایی بسیار متفاوتی داشته باشند. در بررسی بیش از 70 جمجمه از پلنگ از مناطق مختلف ایران طی 2 سال گذشته، این نتیجه بدست آمد که اندازه جمجمه نرها و ماده ها بسیار تفاوت داشته، بطوریکه بزرگترین ماده ها به ندرت حتی از نرهای بالغ جوان جمجمه بلندتری دارند. به عبارت دیگر دوریختی (Dimorphism) در پلنگها کاملا مشهود است. پلنگها می توانند فواصل زیادی را بپرند و پلنگی مشاهده شده که توانست حداقل 6/6 متر بپرد. حتی مشاهده شده که پلنگها می توانند شنا کنند و برخی گزارش داده اند که پلنگهایی را مشاهده نموده اند که شنا در رود ارس خود را از آذربایجان به ایران رسانده اند.
 
اثر انگشت در پلنگ‌ها!
هیچ دو پلنگی را نمی‌توان یافت كه خال‌ها روی بدن و یا صورتشان با هم یكسان باشد، دقیقا مانند اثر انگشت انسان‌ها که در هیچ دو فردی یکسان نیست. در واقع، یكی از راه‌های تشخیص پلنگ‌های مختلف در طبیعت از یكدیگر، استفاده از همین خال‌ها است كه هر كدام برای هر فرد اختصاصی است. خالهای روی پوزه، اطراف سبیل، پیشانی، زیر چشم و زیر چانه و همچنین خالها و الگوی رنگهای روی شکم برای شناسایی افراد تاحد 95% کافی می باشد. این خالهای منحصربفرد بهترین و کارآمدترین روش برآورد جمعیت پلنگها در طبیعت است، بطوریکه از وسیله خاصی بنام دوربین تله ای برای این منظور استفاده می شود. این دوربین ها نسبت به هر جانوری که از مقابلشان حرکت می کند، حساس بوده و از آن عکس می گیرند. تصویرهای متعددی که در یک دوره در یک زیستگاه گرفته می شود، مورد بررسی قرار گرفته و خالهای پلنگها با یکدیگر تطبیق داده می شود تا مشخص شود چند قلاده پلنگ در منطقه هدف زیست می نماید.
 
پلنگ و پسرعموهایش
در میان عموم، پلنگ با انواعی از گربه سانان اشتباه گرفته می شود که عبارتند از ببر، جگوار و یوزپلنگ. ببر برخلاف پلنگ دارای نوارهای عرضی می باشد. جگوار نیز تنها در آمریکای جنوبی زیست می کند، دارای خالهای بزرگ مانند پلنگ می باشد، با این تفاوت که درون خالهای آن برخلاف پلنگ خالی نبوده و خالهای کوچکتری درون آن وجود دارد. ولی به علت شباهت ظاهری اسم یوزپلنگ‌ها و پلنگ‌ها اكثر اوقات آن‌ها با هم اشتباه گرفته می‌شوند. پلنگ‌ها بدنی عضلانی و قوی، خال‌های توخالی و شبیه گل و آرواره‌های پهن و قوی دارند؛ حال آنكه یوزپلنگ‌ها بدنی كشیده، دست و پایی بلند و خال‌های تو پُر دارند. در ضمن بارزترین خصوصیت یوزپلنگ‌ها وجود "خط اشك" در صورت آن‌ها است.


[ شنبه 7 خرداد 1390 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ مریم رجائی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • علمیه
  • معنوی
  • ضایعات